شبهای دهلی

 
تازه‌ترین شعر «قزوه» درباره حرمت ‌شکنی عاشورا
نویسنده : جواد عسکری - ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۸
 

آن روزها

هر وقت پرده خوان

از نقل شاهنامه و سهراب می گفت

به کربلا که می رسید

نقل علی اکبر می خواند و می گریست

حتی گاهی قوّال با شمشیر

می زد به پهلوی خود

حالا به جای قاسم و عباس

دارند روضة سهراب می خوانند

به جای رقیه

دارند روضة ندا را فریاد می کنند...

این نقل

نقل پرده دران است

بزن به طبل لجاجت طبّال

که میر بی بی سی

امشب به کربلا وارد می شود

از در پشتی

بزن به طبل لجاجت طبّال

که شیخنا می رسد به کربلای مجازی

از راه اینترنت

از راه اعتمادالسلطنه

عمّه ببین به کربلا

این همه موبایل های دوربین دار آمده

عمه ببین که علم ها خونی است

و میکروفون ها خونی

و صداها خونی

شاید به اشتباه

دو حسین آمده اند اینجا

جوانان بنی هاشم بیایید

راه این پیران فتنه را سد کنید

مسلم این اتفاق ها را دید و گریست

من مسلمم

و راه برگشت دارم

من مسلمم

این نامه را از خانه هانی می نویسم

مرام من کشتن نیست

ما سهراب کش نیستیم

"مستی بیاید قی کند

مستی جهان را طی کند "1

***

امشب دوباره مست حسینم

رباب ایرانی را برمی دارم و می گریم

و می زنم به سیم آخر

با گریه بر علی اکبر

که بی تابم مانند او

و گریه می کنم سپید سپید

به غربت کسی که شما نشناختیدش

و سرم می سوزد از این همه بدرقصی ها

چون بیمار کربلا

هنوز تاول بسیجی ها دارد می ترکد

و شما اصحاب نمک و کورچشمی

چقدر زود حرمله شدید

در دو کربلا

دو دسته عزادار می بینم

که هر کدام

دیگری را

یزید می داند

از میکروفون ها خون فوّاره می زند

امشب شهادت نامه ای امضا نمی شود

تنها خبرگزاری ها گفتند:

امشب بناست اتّفاق بدی بیفتد!

و افتاد

موبایل ها در تاریکی شب

ویبره می گریند

بلوتوث بلوتوث نوحه می خوانند

و می ریزند

به دریای سایت آل صهیون

از کمپ موج نو

اولین نفر به میدان رفت

شیخ متغیّر پیشانی اش را پوسید و گریست

بناست قورمه قورمه کنند

شاید که انتخابات باطل شود

و از جناح روبرو

از اصحاب انتخابات علیه السلام!

بناست قیمه قیمه کنند

در کربلا دو حسین آمده است

اصحاب قورمه اند و قیمه!

اصحاب شیشه و بشکن بشکنه امشب

اصحاب قمه و قلیان

و بی شمار یزید

از این همه یزید

یکی منم

یکی هر آن که غیر شما باشد

دعوا سر حسین اصلی ست

اگر حسین من تویی سرت کو؟

حسین من سر نداشت

حسین من پشت سرش سایت های سبز نداشت

اینجا حسین های زیادی می بینم

حسین من حسین ناز بود

حسین جاز نبود

حسین من

حسین بالاترین نبود

حسین من

حسین سارکوزی نبود

به کربلا رسیده اند جماعت

و دعوا سر حسین اصلی ست

و تشنگان دارند آب می شوند و

خلیفه ها دارند آب می فروشند و

سایت ها دارند ماهی شان را می گیرند

از مزرعه خدا

در ظهر کربلا

و شیعیان حسین(ع)

این بار

به جان حسین افتاده اند

اگر حسین من تویی رأیم کو؟

که ما رأیت الا رأیی...

این را کسی می گوید

که فکر می کند ابوالفضل

برادر عبّاس است

و فکر می کند که رای او بالاترین است

و فکر می کند که مردم ده

گوساله اند

کسی که جای زنجیر زدن

زنجیر انداخته است این همه سال

و تازه از فرنگ رسیده است

آقای لیوایز و توییتر و باراک

آقای آدامس خروس و مک دونالد

تو ایرانی نیستی

یکی از شعبه های تیری هستی که خورد

به گلوی اصغر شش ماهه

دخترانی که گوشواره تان را به رخ می کشید

مردان انگشتر مطلّا...

دیگر اینجا سایت اللهی شدید

"بیش از این بابا دلم را خون نکن "2

نگاه کن چه میر و مرگی راه انداخته اند

مهلا مهلا...

***

بعد از آن همه جنگ

به کربلا رسیده ایم

عمه ببین به کربلا این همه لشکر آمده

با موبایل های چند جیبی

به عخش اختشاش

با همان آش و

همان کاسه

رییس سایت چلپاسه

دعوت به شام کریسمس می شود

در کاخ سفید

مبارک است اسرائیل

مبارک است جاسوسی گراز یک چشم...

مبارک است گره خوردن عاشورا و یلدا با کریسمس

مبارک است

"زیرکی ظنّ است و حیرانی خبر "3

اصحاب او حیران الله بودند

و شما زیرکان دنیایید

امّا همیشه مختاری هست

مختار این بار زودتر

به انتقام خون حسین آمد

در کاروان ما

مختارها کم نیستند

مختارهای مختار و بی اختیار

اما در کربلای ما

همیشه اتفاق ها

از جنس "ما رایت الا جمیلا " ست

از جنس ما رمیت ...

***

در محاصره این همه موبایل

که زنگ می زنند کنار فرات

در محاصره این همه فتوشاپ و گوگل

که رفته اند تا گودال قتلگاه

و پیش از این بازی ها

می خواستند سر حسین مرا

بر نیزه ها ببرند

از جانب فرات و از در مخفی

همین سپاه اشقیا

شما نبودید

داشتید علیه هم شعار می دادید

در دانشگاه

روزی که دانشگاه

دانشکاه شد

حالا رسیده ایم به کربلا

و خیمه ها را قاطی می بینم

پرچم ها را خونی

و خبرگزاری ها

خیمه هایشان را علم کرده اند بر تل زینبیه

اینان که رنگ خیمه شان سبز است

اصحاب آشنایی زدایی و تأویل اند

"باز این چه شورش است که در خلق عالم است "4

مواظب باش

وگرنه حرمله خواهی شد

ساعتی بنشین که باران بگذرد

حالا

چندی ست سپاه اشقیا سبزند

سپاه اتقیا قرمز

چندی ست شنود گذاشته اند

در حلق پاره پارة اصغر

مصاحبه سی ان ان

با نائب حسین عصر!

مصاحبه بی بی سی

با بی بی الفلان

زن پریزیدنت ثمّ الثانی!

تقدیر کاخ سفید از زحمتکشان بازی عاشورا

و این سریال ادامه دارد

و گریة من

از پی کاروان اسیرانی

که بی صدا می گریند

من فکر می کنم

که کربلا

باید جای دیگری باشد

و این حسین ها

نالوطیان همین شمرانند!

***

شما فروختید شام غریبان را به شب یلدا

سر حسین را به هندوانه ای

تمام هندوانه هاتان توزرد بود امسال

که سرخ

سر حسین شهید بود

شما اصحاب تخمه اید

و سیب سرخ

سر بریدة مولا بود

انار دانه دانه

اشک زینب کبری بود

بروید سوار شتر شب شوید و

فیلترتان را بردارید و بروید...

**

شام غریبان حسین امشب است...

ما آب و آتش را با هم جمع می کنیم

دارند سیب سرخ سر حسین علی را می آورند

شما با محراب و منبر بازی کردید

چنگ بزن به شب یلدا

یا شیخنا المتغییر

که رستگار شوی

شام غریبان روضه غیب هویت است

بسیجی آمده است کشته شود

سهراب را پدران فتنه کشتند

نه بسیجی ها

سهراب به دست سیاوش کشته نشد

سهراب را مثل همان سهراب

پدران فتنه گر کشتند

شما که می خواستید

یک شبه هفت خوان را طی کنید، کشتید

**

نشسته ام در کنار خرابه

با گریه بر حسین دلم باز می شود

و نوحه می خوانم در دستگاه شور و ماهور

چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد

ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم

می گریم و شادم چون مولانا

و متّصلم چون او

به غم حسین

شما دنبال دیسکوتان باشید

المخملباف یکفی بالپاپیون

شما دنبال دین پاپتان باشید

دنبال جاز پاپ

سواران شتر شب مشروطه

برادران صفدر تقی زاده

که دینداران اندک شده اند

قل الدیانون

بسی رنج بردیم در این سی سال انقلاب

عجب زنده کردند این دو

انگلیس را

در این سه چار ماه

شترانشان حامله اند

بناست خوک بزایند

خوکهای بریطانیای دسته دار

مرحبا به شیخنا المتغیِر

مرحبا به میر

برگریزان پاییز است و

و سرریزان خون حسین

حسین من در مهر وارد شد

اما شما نامهربان بودید

شما به من سنگ زدید

شما به کربلا سنگ زدید

در سایت بالاترین چلپاسه

که کربلا ایرانی نیست

که محمّد(ص) ایرانی نیست

که خدا و پیغمبر ما بابک است و کورش و کمبوجیه

با این حساب

عمامه سیاه سیّد یزدی،

پر!

با این حساب

عبای شیخناالمتغیر،

پر!

"ای خون اصیلت ز شتکها به غدیران

افشانده شرفها به بلندای امیران

از کرببلا آمده جاری شده وانگاه

آمیخته با خون سیاووش در ایران... "5

سوگ سیاووشان است

من از جناح راست نیستم

و از جناح چپ هم

من از جناح ذوالجناحم

امام گفت :

چراغ را خاموش کنید

شتر شب را سوار شدید

اینها شترهایشان معجزه کرد

و با شترهاشان به استودیوی شب بی بی سی وارد شدند

اگر دین ندارید آزاده باشید

که روز واقعه است

به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید

در روز واقعه تابوت خلق را

به رنگ سبز کردند

زردها بی خود قرمز نشدند

سبزها بی خود قرمز نشدند

**

نشسته ام در خیمه امام و کوثری می خواند

آه از آن لحظه ای که با تن چاک چاک...

نشسته ام در خیمه غریبی این دل

و بچه ها دم گرفته اند:

سر حسین مظلوم از تن جداست امشب

سر حسین مرا بر اس ام اس می برند

و روضه خوان می خواند:

شام غریبان حسین امشب است...

 

1- از مولاناست

2- از عمان سامانی است

3- از مولاناست

4- از محتشم کاشانی است.

5- از حسین منزوی است.


 
comment نظرات ()
 
 
سلام من به محرم
نویسنده : جواد عسکری - ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢
 

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:Aban; panose-1:0 0 0 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-charset:178; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:24577 0 0 0 64 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-parent:""; margin:0in; margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} @page Section1 {size:8.5in 11.0in; margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; mso-header-margin:.5in; mso-footer-margin:.5in; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->

سلام من به محرم به تشنگی عجیبش

به زینب و غم و اندوه و درد و صبر و شکیبش

سلام من به محرم به خون وغیرت یاران

به گریه های غم انگیز ابر و ضجّه ی باران

سلام من به محرم به ظهر و شام غریبش

به قاسم و به علی اکبر و زهیر و حبیبش

سلام من به محرم به عشق و درد عیانش

به امّ بی پسر و ماجرای چار جوانش

سلام من به محرم به مشک تشنه ی عباس

به درد های دل زینب و شمیم گل یاس

سلام من به محرم به درد وغربت زینب

دل از طنین محرّم دوباره گشته لبالب


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : جواد عسکری - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۳
 

سرمایه دل (به دوستان هنرمند)

این حنجره این باغ صدا را نفروشید
این پنجره این خاطره‌ها را نفروشید

در شهر شما باری اگر عشق فروشی است
هم غیرت آبادی ما را نفروشید

تنها، به‌خدا، دلخوشی ما به دل ماست
صندوقچه راز خدا را نفروشید

سرمایه دل نیست بجز آه و بجز اشک
پس دست‌کم این آب و هوا را نفروشید

در دست خدا آیینه ای جز دل ما نیست
آیینه شمایید شما را نفروشید

در پله پرواز بجز کرم نلولد
پروانه پرواز رها را نفروشید

یک عمر دویدیم و لب چشمه رسیدیم
این هروله سعی و صفا را نفروشید

دور از نظر ماست اگر منزل این راه
این منظره دورنما را نفروشید

قیصر امین‌پور


 
comment نظرات ()
 
 
آشناى غریبان
نویسنده : جواد عسکری - ساعت ٦:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٧
 

چـشـمـه هـاى خـروشان تو را مى شناسند

 

مـوج هـاى پـریشـان تـو را مى شنـاسند

پـرسش تـشنـگـى را تـو آبـى ، جوابـى

 

ریـگ هـاى بیابـان تـو را مى شنـاسـند

نام تو رخصت رویـش اسـت و طــراوت

 

زین سـبـب بـرگ و باران تو را مى شناسند

از نشـابـور بـر مـوجـى از ( لا ) گذشتى

 

اى که امواج تـوفـان تـو را مى شنــاسـند

اینک اى خوب! فصـل غـریـبـى سـر آمـد

 

چـون تمـام غـریـبـان تـو را مى شنـاسند

کاش من هم عـبور تــو را دیــده بــودم

 

کـوچـه هـاى خـراسـان تو را مى شنـاسند

قیصر امین پور


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : جواد عسکری - ساعت ٦:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٧
 

دلم برای صحن تو،  آقا ببین پر میزنه

این دفعه که من اومدم، نگو که وقت رفتنه

امید دارم که من بیام، تو صحن اسماعیل طلات

دونه و گندم بیارم، نذر همه کبوترات

با خاک کفشداری تو، آقا به چشمام سو میدم

با گفتن رضا رضا، به خودم آبرو میدم

آخ که چی میشه تو بگی، خونه تو جمع کن و بیا

رها بکن زندگیو، بیا به مشهدالرضا

کاش که میگفتی خونه ام، یه حجره تو صحن طلاست

داد میزدم آی آدما، صاحبخونه ام امام رضاست

....

رضا غریب الغربا،  رضا معین الضعفا

رضا دوای درد ما،  رضا حبیب دل ما


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : جواد عسکری - ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٧
 


 
comment نظرات ()
 
 
روز قدس به روایت امام خمینی‌(ره)
نویسنده : جواد عسکری - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٧
 


از عموم مسلمانان جهان و دولت‌های اسلامی می‌خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن،‌به هم بپیوندند، آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است؛ به عنوان روز قدس بنامند.

پس از پیروزی انقلاب، امام خمینی روزی را برای به نمایش گذاردن حساسیت جهانی نسبت به سرنوشت قدس و نجات آن از چنگال صهیونیست‌های جنایتکار، به عنوان «روز قدس» تعیین نمودند و پیامی به همین مناسبت صادر نمودند.

امام در این پیام که روز 16 مرداد 1358 در سیزدهمین روز از ماه مبارک رمضان سال 1399 هجری قمری خطاب به مسلمانان جهان صادر کردند، چنین فرمودند:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
من طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم که اکنون، این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می‌کند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولت‌های اسلامی می‌خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن،‌به هم بپیوندند، و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می‌کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می‌‌تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان «روز قدس» انتخاب و طی مراسمی همبستگی بین‌المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان فلسطین اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم.
والسلام علیکم و رحمة‌الله برکاته

روح‌الله الموسوی الخمینی (صحیفه امام، ج9، ص267)

بدین سان پیام امام راحل، به نقطه عطفی در مبارزات ملت فلسطین شد و در تمامی کشورهای اسلامی به یک رسم سالانه تبدیل شد.
البته امام خمینی (‹ه) در مقاطع دیگری نیز درباره روز قدس بیاناتی داشته‌اند که فرازهایی از آن را در ادامه می‌خوانید:

**روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است؛ روز حکومت اسلامی است. روزی است که باید جمهوری اسلامی در سراسر کشورها بیرق آن برافراشته شود. روزی است که باید به ابرقدرتها فهماند که دیگر آنها نمی‌توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم می‌دانم، روزی است که بایدما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم؛ و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بایستند. (صحیفه امام، ج9، ص278)

**روز قدس، روزی است که باید به این روشنفکرانی که در زیر پرده با امریکا و عمال امریکا روابط دارند هشدارداد. هشدار به این که اگر از فضولی دست برندارید، سرکوب خواهید شد!....
روز قدس روزی است که باید به همه‌ی ابرقدرتها هشدار داد که باید دست خود را از روی مستضعفین بردارید و سر جای خود بنشینید....
روز قدس روز اسلام است. روز قدس روزی است که اسلام را باید احیا کرد و احیا بکنیم، و قوانین اسلام در ممالک اسلامی اجرا بشود. روز قدس روزی است که باید به همه‌ی ابرقدرتها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت سیطره‌ی شما،‌ به واسطه‌ی عمال خبیث شما، واقع نخواهد شد، روز قدس، روز حیات اسلام است. (صحیفه امام، ج9، ص 277)

**«روز قدس» یک روز جهانی است. روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله‌ی مستضعفین با مستکبرین است. روز مقابله‌ی ملتهایی است که در زیر فشار ظلم امریکا و غیر‌امریکا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستکبرین، و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند. روزی است که بین منافقین و متعهدین امتیاز خواهد شد. متعهدین این روز را روز قدس می‌دانند، و عمل می‌کنند به آنچه باید بکنند. و منافقین ـ آنهایی که با ابرقدرتها در زیر پرده آشنایی دارند و با اسرائیل دوستی ـ در این روز بی‌تفاوت هستند،‌ یا ملتها را نمی‌‌گذارند که تظاهر کنند. روز قدس روزی است که باید سرنوشت ملتهای مستضعف معلوم شود،‌ باید ملتهای مستضعف اعلام وجود بکنند در مقابل مستکبرین.( صحیفه امام، ج9، ص 276)

**مستضعفان جهان باید قدرت اسلامی خود را بیابند و از عربده‌های شرق و غرب و وابستگان و تفاله‌های آنان نهراسند و با اعتماد به خداوند تعالی و اتکال به قدرت اسلام و ایمان بپاخیزند و دست جنایتکاران را از کشورهای خود کوتاه نمایند و آزادی قدس شریف و فلسطین را سرلوحه‌ی برنامه‌ی خود قرار دهند و ننگ سلطه‌ی صهیونیسم، تفاله امریکا را از دامن خود بزدایند و روز قدس را زنده نگه دارند. امید است با زنده نگه‌داشتن این روز، بی‌تفاوتیها زایل شود و غفلتها مرتفع گردد. ‍(صحیفه امام، ج 15، ص61)

**مسلمین، از لبنان و قدس عزیز پشتیبانی نمایند. مسلمانان جهان باید روز قدس را روز همه‌ی مسلمین،‌ بلکه مستضعفین بدانند و از آن نقطه‌ی حساس در مقابل مستکبرین و جهانخواران بایستند،‌ و تا رهایی مظلومان از زیر ستم قدرتمندان از پای ننشینند. (صحیفه امام، ج15، ص 62)

** روز قدس یک روز اسلامی است،‌ و یک بسیج عمومی اسلامی است. من امیدوارم که این امر مقدمه باشد از برای یک «حزب مستضعفین» در تمام دنیا. (صحیفه امام، ج9، ص28)



 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : جواد عسکری - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٦
 

 روزه و رمضان در آیینه شعر فارسی

صفحه 07 ادبی و هنری ، شماره سریال 17344 ، تاریخ انتشار 880531

 

از همان آغاز که رودکی پدر شعر فارسی، بلند بنای کاخ ادب را برافراشت، مفردات روزه، رمضان، صوم و صیام در آیینه شعر فارسی انعکاس یافت. این انعکاس در تمامی انواع شعر مدحی، اخلاقی، تعلیمی، غنایی و رثا دیده میشود. در شعر شاعران دوره اول، کاربردها سطحی است و از اعلام ماه رمضان یا عید رمضان و مبارک باد گفتن آن فراتر نمیرود: روزه به پایان رسید و آمد نو عید هر روز بر آسمانتباد امروزا (رودکی)، همان بر دل هر کسی بوده دوست نماز شب و روزه آیین اوست (فردوسی )و بر آمدن عید و برون رفتن روزه ساقی بدهم باده بر باغ و به سبزه (منوچهری)و نزد خداوند عرش بادا مقبول طاعتخیر تو و صیام و قیامت (مسعود سعد) دیدگاه ناصر خسرو شاعر تعلیمی و دینی مذهبی اسماعیلیه از شاعران پیشین فراتر میرود وی اگر چه پرسشی را که از مستنصر بالله درباره روزه و دیگر احکام شریعت میکند بیجواب میگذارد: و آنگاه بپرسیدم از ارکان شریعت کاین پنج نماز از چه سبب گشت مقرر؟ و ز روزه که فرمودش ماه نهم از سال و زحال زکات درم و زر مدور ... (ناصر خسرو) اما مخاطب خود را به تامل درباره این حکم عبادی فرا خوانده میگوید:

چون روزه ندانی که چه چیزی است چه سود است بیهوده همه روز تو را بودن ناهار (ناصر خسرو)

خاقانی شاعر تعلیمی علاوه بر آن که در شعر خود از مفردات صوم و صیام سود جسته است و صیام را از بهترین سکنات نفس دانسته است:

از جسم بهترین حرکاتی صلاة دان وز نفس بهترین سکناتی صیام دان (خاقانی)

به خاطر آشنایی با عقاید ترسایی و دین مسیحیت از «روزه مریم» «صوم العذرا» یاد میکند. روزه مریم یا صوم مریم که در آیه 27 سوره مریم آمده است: پس بگو بدرستی که من نذر کردم برای خدای بخشنده روزه، پس سخن نمیکنم امروز آدمی را.

آن است که بعد از ولادت عیسی(ع) مریم نذر کرد که روزه بدارد و یک روز تمام با کسی سخن نگفت: چون قوم از وی سخنها پرسیدن گرفتند فقط اشاره به کودک کرد که در گهواره بود و عیسی(ع) گفت: به درستی که منم بنده خدا، مرا کتاب داده و پیغمبر گردانیده است.

نسطوریه، روزه مریم را هنوز به نام صوم مارت مریم نگاه میدارند و آن در دوشنبه بعد از عید بسبار نسطوری آغاز میشود و در روز عید میلاد تمام میشود:

چه بود آن نفخ روح و غسل و روزه

که مریم عور بود و روح تنها

چه بود آن نطق عیسی وقت میلاد چه بود آن صوم مریم گاه اصغا (خاقانی)

نظامی گنجوی نیز در مثنوی خسرو و شیرین در بیان مرگ مریم، روزه مریم را یاد میکند:

چون مریم، روزه مریم نگه داشت

دهان در بست از آن شکر که شه داشت (خسرو و شیرین)

مولانا در کلیات شمس، روزه مریم را برای نفس شکمخوار توصیه میکند:

باز رهان خلق را از سر و از سر کشی ای که درون دلی چند ز دل، درکشی... نفس شکمخوار را روزه مریم دهی تا سوی بهرام عشق مرکب لاغر کشی (کلیات شمس جزو ششم ص 241)

صوم العذرا نیز ترکیبی است که یک بار در دیوان خاقانی دیده میشود، بنا به ترجمه و شرح مینورسکی در قصیده مسیحیت، صوم العذرا را شروع آن روز دوشنبه بعد از عید تجلی است و سه روز طول میکشد و عبادیان و مسیحیان عرب آن را به یاد دوشیزگان نصاری میگیرند که روزه، آنها را از اسارت پادشاه حیره المنذر رهایی بخشید منذر از امسا چهار صد دختر برد و به عنوان قربانی به عزه از اصنام جاهلی تقدیم کرد. در شرح شیخ آذری صوم العذرا به معنی روزه دختران بکر آمده که به متابعت مریم در هیکل نشینند تا روز وفات. خاقانی از مضمون روزه گرفتن و افطار کردن، در شعر غنایی، مدحی و رثایی نیز سود جسته است، در شعر غنایی میگوید:

عشق آتشی است کاتش دوزخ غذای اوست

پس عشق روزهدار و تو در دوزخ هوا (خاقانی)

در آثار سعدی شاعر معرفت و اخلاق نیز توجه به روزه و شرایط آن دیده میشود. در یک مورد شاعر، توجه کامل به خدا را مطرح کرده و روزه و عبادتی را که ریا و سمعهای در آن طرح شود مطرود میداند:

شنیدم که نابالغی روزه داشت به صد محنت آورد روزی به چاشت... پدر دیده بوسید و مادر سرش فشاندند بادام و زر بر سرش چو بر وی گذر کرد یک نیمه روز فتاد اندرو ز آتش معده سوز به دل گفت اگر لقمه چندی خورم چه داند پدر غیب یا مادرم چون روی پسر در پدرم بود و قوم نهان خورد و پیدا به سر برد صوم که داند چون در بند حق نیستی اگر بی‌وضو در نماز ایستی (بوستان)

و در جای دیگر میگوید: به سرهنگ سلطان چنین گفت زن که خیز ای مبارک در رزق زن برو تاز خوانت نصیبی دهند که فرزند کانت نظر بررهند بگفتا بود مطبخ امروز سرد که سلطان به شب نیت روزه کرد زن از ناامیدی سرانداخت پیش همی گفتبا خود دل از فاقه ریش که سلطان از این روزه گویی چه خواست که افطار و عید طفلان ماست خورنده که خیرش بر آید زدست به از صائم الدهر دنیا پرست مسلم کسی را بود روزه داشت که درماندهای را دهد نان چاشت و گرنه چه لازم که سعیی بری ز خود باز گیری و هم خوری (بوستان )

در شعر غنایی نیز سعدی از مضمون روزه و ماه نو بی بهره نبوده و هلال ابروی دوست را هلال عید خود یافته است:

هر که را خاطر به روی دوست رغبت میکند

بس پریشانی بباید بردنش چون موی دوست

دیگران را عید اگر فرداست ما را از این دم است

روزه داران ماه نو بینند و ما ابروی دوست (غزلیات سعدی)

اما بهترین مضامین و عمیقترین مفاهیم در کلیات شمس به چشم میخورد. شاعر شوریده مکتب عرفان با شریعت پیوند ناگسستنی دارد از این رو با حلول ماه رمضان ماه معراج آدمی، ماه پرورش عیسی روح، ماه بریدن از نان و رسیدن به جانان به وجد درمیآید. در غزلی ماه رمضان را موجب قلب ضلالت و رسیدن به لشکر ایمان، ماه حیات جان، ماه صبر، ماه نزول قرآن، عروج روح و ماه دریده شدن پردههای ظلمت و پیوستن به ملائکه و مقربین میخواند:

آمد شهر صیام، سنجق سلطان رسید

دستبدار از طعام مایده جان رسید

جان ز قطیعتبرست، دست طبیعتببست

قلب ضلالتشکست لشکر ایمان رسید

لشکر «والعادیات» دستبه یغما نهاد

ز آتش «و الموریات» نفس به افغان رسید

البقره راستبود موسی عمران نمود

مرده از و زنده شد چونک به قربان رسید

روزه چون قربان ماست زندگی جان ماست

تن همه قربان کنیم جان چون به مهمان رسید

صبر چو ابریستخوش، حکمتبارد ازو

زانک چنین ماه صبر بود که قرآن رسید(3)

نفس چون محتاج شد روح به معراج شد

چون در زندان شکست جان بر جانان رسید

پرده ظلمت درید، دل به فلک بر پرید

چون ز ملک بود دل باز بدیشان رسید

زود از این چاه تن دستبزن در رسن

برسر چاه آب گو: یوسف کنعان رسید

عیسی چو از خر برست گشت دعایش قبول

دستبشو کز فلک، مایده و خوان رسید

دست و دهان را بشو، نه بخور و نی بگو

آن سخن و لقمه جو، کان به خموشان رسید (کلیات شمس جزو دوم)

مولانا روزه را مادری میداند که کریمانه به سوی اطفال خویش آمده است پس نباید دامان چنین مادری را آسان از دست فرو هشت:

در این ماه که مهمان خدا هستیم، درهای دوزخ بسته و درهای بهشتبه رویمان باز خواهد شد:

دلا در روزه مهمان خدایی

طعام آسمانی را سرایی

درین مه چون در دوزخ ببندی

هزاران در ز جنتبرگشایی... (کلیات شمس جزو ششم)

دیوان شاعر رند مذهب ادب فارسی نیز از برکت ماه رمضان بی بهره نبوده است. حافظ در دیوان خود 5 بار واژه «روزه» 3 بار «رمضان» ،2 بار «صیام» و یک بار «روزه دار» را به کار برده است کاربرد این مضمون تقریبا در تمامی غزل ها یکسان است و شاعر در بیشتر آنها به آمدن ماه رمضان و بر چیدن جام می یا دیده شدن هلال عید و در دادن جام و قدح اشاره کرده است. یکی از معانی روزه که در رساله اصطلاحات فخر الدین ابراهیم عراقی نیز آمده است این است که روزه در اصطلاح، قطع التفات را گویند.

روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست

می زخمخانه به جوش آمد و میباید خواست

توبه زهد فروشان گران جان بگذشت

وقت رند و طرب کردن رندان پیداست (حافظ)

بیا که ترک فلان خوان روزه غارت کرد

هلال عید به دور قدح اشارت کرد

ثواب روزه و حج قبول آن کس برد

که خاک میکده عشق را زیارت کرد... (حافظ)

حسن ختام این مطلب را به قطعهای از دیوان شهریار اختصاص میدهیم با عنوان «هدیه روزه داران»:

حکمت روزه داشتن بگذار باز هم گفته و شنیده شود صبرت آموزد و تسلط نفس و ز تو شیطان تو رمیده شود

هر که صبرش ستون ایمان بود پشتشیطان از و خمیده شود

عرفان سر کشیده گوش به زنگ کز شب غره ماه دیده شود

آفتاب ریاضتی که ازو میوه معرفت رسیده شود

عطش روزه می بریم آرزو کو به دندان جگر جویده شود

چه جلایی دهد به جوهر روح کادمی صافی و چکیده شود

بذل افطاری سفره عدلی است که در آفاق گستریده شود

فقر بر چیدهدار از خوانی که به پای فقیر چیده شود

شب قدرش هزار ماه خداست گوش کن نکته پروریده شود

از یکی میوه عمل که درو کشته شد سی هزار چیده شود

گر تکانی خوری در آن یک شب نخل عمر از گنه تکیده شود

چه گذاری به راه تو به کزو پیچ و خمها میان بریده شود

مفت مفروش کز بهای شبی عمرها باز پس خریده شود

روز مهلت گذشت و بر سر کوه پرتوی مانده تا پریده شود

تا دمی مانده سر بر آر از خواب ور نه صور خدا دمیده شود

در جهنم ندامتی است کزو دست و لبها همه گزیده شود

مزه تشنگی و گرسنگی گر به کام فرو چشیده شود

به خدا تا گرسنهای نالید تسمه از گردهها کشیده شود


 
comment نظرات ()