صفحه نخست

ايميل ما

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

طراح قالب

 

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
:: لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

 

آرشیو مطالب تماس با ما


نويسندگان :
:: جواد عسکری

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin



 





پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده  گرامي ، به وبلاگ  من  خوش آمديد  .لطفا  براي هرچه بهتر شدن  مطالب اين  وبلاگ  ،  ما را  از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به  ما در بهتر شدن  كيفيت مطالب  وبلاگ  کمک  کنید .


 

هشتم آبان سالروز استاد سخن «قیصر امین پور»

 

تقدیر این شده ست: کبوتر نوشته‌اند
از تو پری به جاست، از آن پر نوشته‌اند
گل تر ز گل تویی، تو که با دست روزگار
از تو شبیه لاله پرپر نوشته‌اند
بالی نداشتم که به سمت تو پر کشم
بر دست‌های بی رمقم پر نوشته‌اند
آنان که سنگ فتنه به چشم تو می‌زدند
امروز از نگاه تو دیگر نوشته‌اند
نامحرمان که بر جگرت زخم می‌زدند
در زیر نام خویش برادر نوشته‌اند
آیینه بود رسم تو، امّا غریبه ها
از آن دل زلال تو کمتر نوشته‌اند
با خطّی از دریغ به روی مزار تو
بر سنگی از سکوت تو «قیصر»  نوشته‌اند
(عبدالرحیم سعیدی راد)

کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط جواد عسکری در ۱۳۸٩/۸/٦

نظرات ()

 

 

 

سیری بر تذکرة المعاصرین (یا تذکره حزین )

سیّد محمّد جواد عسکری

تذکرة المعاصرین یا تذکره حزین شرح احوال شاعران و علمای شیعی ایران که توسط محمد علی حزین لاهیجی در اواخر 1165 هجری قمری، هنگام اقامتش در هندوستان به رشته تحریر در آمد. تذکره الاحوال و تذکرة المعاصرین از تذکره های بسیار گران بهای ادب فارسی هستند.

حزین این تذکره را برای زنده نگه داشتن دوستان و شاعران معاصر خود و همچنین بنابر دشمنی که بین او و خان آرزو پیش آمده بود در مدت نه روز تالیف نمود. همان طور که خود او در مقدمه ذکر کرده است:

"احیای نام و اثبات کلام ابدای مقام هر یک نموده باشد و هم به حلاوت نام آن شکر شکنان کام تلخ را شربتی چشاند."[1]

هدف حزین از نگارش تذکره معاصرین، انتقاد از شاعران روزگار خویش که بی هیچ مایه ای بر این کار دست زده اند می پردازد و می گوید:

"اینان به علت نا آگاهی از موقعیّت و منزلت شعر به این پیشینه از هر چیز دلیرتر و خیره ترند."[2]

ادیبان هند و ایران حزین را بیشتر به عنوان شاعر می شناسند و با او مانوسند اما او اندیشمندی صاحب نظر است که با وجود تالیفات بسیار در زمینه های گوناگون چون فلسفه، فقه، حدیث، کلام، منطق، رجال، تاریخ نگاری و تذکره نویسی همچنان در فراموشی به سر می برد.

درباره ی حزین

محمّد علی معروف به حزین لاهیجی اصفهانی فرزند ابوطالب در روز دوشنبه بیست و هفتم ماه ربیع الآخر 1103 هـ.ق در اصفهان چشم گشود. در چهار سالگی نزد پدر تحصیل علم را آغاز نمود.  اولین استاد وی مولانا شاه محمّد شیرازی بود. سپس نزد علما و اساتید مشهور آن زمان چون شیخ خلیل الله طالقانی، شیخ بهاءالدین گیلانی، آقا هادی، میرزا کمال الدین حسین فسوی، حاجی محمد طاهر اصفهانی، شیخ عنایت الله گیلانی، امیر سید حسن طالقانی، میرزا محمّد طاهر، لطف الله شیرازی، محمّد باقر صوفی، محمّد صادق اردستانی، میرزا قوام الدین محمّد سیفی، محمّد مسیح بن اسماعیل، شیخ ابراهیم زاهدی، کمال الدین حسینی فسائی کسب علم نمود.

زندگی حزین دارای فراز و نشیب زیادی است که این باعث پریشانی خاطر وی نیز شده است. زندگی حزین همیشه در سفر است. او اندیشمندی است تیزبین. مشاهدات خود را با دقت تمام ثبت می کند و به این ترتیب یکی از تاریک ترین دوره های تاریخ ایران یعنی اواخر دوره صفویه را برای آیندگان ترسیم می نماید.

وی سفر را در سن ده سالگی همراه پدر آغاز می کند. در شهر های ایران سفر می کند و پس از مدّتی به شیراز می رود و میل به عزلت و گوشه نشینی می کند. اما بازی روزگار و روحیه نا آرام وی را بار دیگر وادار به سفر می کند. هیچ کجا آرام نمی گیرد و همان طور که خود او می گوید:

آنم که به ملک نیستی سلطانم               با سامانم اگر چه بی سامانم

ماننده آسیا در این ملک خراب             سرگدانم که از چه سرگردانم

به یزد می رود ولی چندی بعد به اصفهان برمی گردد. پدر و مادر او می خواهند که او ازدواج کند ولی به علّت اینکه ازدواج را مانع تحصیل علم می دانست، به شدّت مخالفت می کند و تا آخر عمر مجرّد باقی می ماند. در سال 1127 ق پدر و دو سال بعد مادر خود را از دست می دهد.

حزین برای تسکین روان پریشان خود بار دیگر بار سفر می بندد و راهی شیراز می شود. امّا آنجا متوجه می شود که همه یاران قدیمی زندگی را بدرود گفته اند. رنجیده خاطر می شود و به اصفهان برمی گردد و این زمان مصادف است با محاصره ی اصفهان. مردم بر اثر این حادثه با تنگدستی و مشکلات فراوان پنجه نرم می کنند. حزین هم دستخوش این مشکلات می شود. ناچار به خوانسار و از آنجا به  خرّم آباد می رود. امّا حمله عثمانی ها به آنجا سبب کشت و کشتار فجیعی می شود که به قول حزین: "حساب کشته شدگان را علّام الغیوب داند." وی ماندن در آنجا را صلاح نمی داند عازم همدان می شود تا از احوال نزدیکان خود که اکثرشان در حمله عثمانی کشته شده بودند آگاه شود و بتواند به اوضاع زندانیان رسیدگی کنند. نا گفته نماند حزین در این جنگ ذکاوت و رشادت بسیاری نشان داد و توانست چهار ماه از حریم شهر دفاع کند. از آنجا به نهاوند، شوشتر و سایر شهرهای خوزستان سفر می کند تا اینکه وارد بصره می شود. در آنجا جمعی را می بیند که به سفر حج می روند. در او نیز شوق دیدار خانه خدا بیدار می شود ولی به محض نشستن در کشتی مریض می شود و بعد از چهل روز به بندر موخا واقع در سواحل یمن می رسد و در شهر تعض به استراحت می پردازد. موسم حج می گذرد و ناچار با دلی شکسته به بصره باز می گردد.

مدّتی در شهر های مختلف ایران سفر می کند تا شاید بتواند جایی با خیالی آسوده ساکن شود. اما اوضاع ایران به شدّت متشوش شده بود. از یک طرف تعرّض عثمانی ها و از طرف دیگر حمله اشرف افغان و از سوی دیگر قدرت طلبی نادر خان و بی لیاقتی شاهان صفوی اوضاع ایران را دگرگون کرده بود. در سال 1145ق موفّق به سفر حج می شود. در بازگشت هر چه می بیند خرابی است و ویرانی.

"همه جا را خراب دیدم، ظلم و تعدّی از حد در گذشته بود هر کسی به حال خود در مانده، دادرسی در میان نه."

از اوضاع ایران بسیار آشفته خاطر می شود و تصمیم به ترک ایران می گیرد و در رمضان 1146ق با کشتی ای عازم سواحل سند می شود. در سفر تجّاری که وی را در فارس دیده بودند می شناسند و همین مساله باعث رنجش خاطر وی در ابتدای ورودش به هند می شود. وارد تتّه می شود و از آنجا به خدا آباد، بهکّر وسپس وارد مولتان می شود. در آنجا به سبب شیوع بیماری وبا به لاهور می رود. سرانجام عازم دهلی می شود. یک سال با اندوه در این شهر می ماند و تصمیم می گیرد از راه کابل به قندهار رفته و برای همیشه در خراسان گوشه نشینی اختیار کند. ولی سرنوشت خواسته دیگری داشت و نادرشاه به قندهار حمله می کند و ناچار به دهلی باز می گردد و تا سال 1154ق در این شهر اقامت می کند. پس از مشاجره و هجو سرایی تند وی با مردم دهلی این شهر را ترک کرده وارد اکبرآباد می شود ولی چندی بعد وارد بنارس شده از آنجا به عظیم آباد می رود. ولی دوباره به بنارس باز می گردد و سرانجام، پس از یک عمر پریشانی در شب 11 جمادی الاول 1180ق جهان فانی را وداع می گوید و در باغ فاطمان شهر بنارس به خاک سپرده می شود.

حزین با تمام هجو سرائی هایش درباره ی مردم هند، مورد احترام شیعیان و علم دوستان هند است که بعد از مرگش مقبره وی در بنارس زیارتگاه خاص و عام شده است. خود حزین نیز به این شهر دلبسته بود به قول خود او:

از بنارس نروم معبد عام است اینجا

  هر برهمن پسر لچهمن و رام است اینجا

حزین به همه علوم معمول زمان خویش اعم از فلسفه، منطق، حدیث، اصول و فقه، کلام، علم رجال و نگارش تاریخ مهارت داشته و در مراحل مختلف زندگی به تدریس این علوم نیز پرداخته است. وی با همه علما و فضلای معاصر خویش معاشرت داشت و با آنان به بحث و جدل می پرداخت. حزین دارای تالیفات زیادی است و بیش از 200 اثر مکتوب در نظم و نثر از وی برجای مانده است.

تذکرة المعاصرین یا تذکره حزین

تذکره ای است در شرح احوال شاعران و علمای شیعی ایرانی هم عصر حزین لاهیجی. این تذکره شامل یک صد تن از عالمان و شاعران معاصر مولف از سال 1103ق تا 1165ق است. حزین این تذکره را در اواخر 1165ق در هنگام اقامتش در هندوستان و ظرف نه روز تالیف نموده است. این کتاب با یک مقدمه انتقادی شروع شده است. او معترف است که در این دوره، هیچ شاعری را در معنای حقیقی آن، شاعر نیافته است، به همین خاطر به ذکر نام شاعرانی می پردازد که فقط شعرشان شعار قبولی را شامل باشد. مولف در مقدمه ضمن نقد تذکره های معاصرینش، آنها را مملو از تحریفات و اشتباهات فاحش می داند و ضعف آن ها را عدم دقت در ذکر احوال و بی احتیاطی در نسبت دادن اشعار به شاعران ذکر می کند.

در انتقاد از تذکره نویسان آن دوره می گوید: "آنجا که نباید و نشاید صفحه صفحه ستایش و القاب و نعوت نگارند و جایی که بایسته و شایسته است به تحقیر نام و تنزیل مقام آرند. خطابات افاضل و اشراف به کار جمریان و عوانان کنند و القاب اینان به اشراف و اعلام اطلاق نمایند. هر چه را از جایی وا نویسند چون قدرت بر تصحیح نیست هر تحریف و تصحیف و هر سقط و غلط که در نسخ افتاده باشد همه را به کار برند و صواب شمارند مصرع:

خود غلط، معنی غلط، مضمون غلط، انشاء غلط"[3]

تذکره حزین، علاوه بر مقدمه، دو بخش دارد: بخش اول یا فرقه اول شامل شرح حال و نمونه آثار بیست تن از علمای معاصر اوست که با نام صدر الدین سیّد علیخان بن سیّد نظام الدین احمد الحسینی آغاز می شود و به صدرالدین الجیلانی خاتمه می یابد. بخش دوم یا فرقه دوم شامل شرح زندگانی و نمونه اشعار هشتاد و یک تن از شعرای معاصر نویسنده است که با نام میرزا محمّد طاهر وحید قزوینی آغاز می شود و به نام میرزا محمّد شیرازی خاتمه می یابد. حزین به طور صریح بیان کرده است که همه اشخاص مذکور در تذکره شیعه اثناعشری هستند. این تذکره در مقایسه با تذکره های همعصر حزین از ویژگی های ممتاز برخوردار است. شاعرانی را که حزین معرّفی کرده است، یا آنان را در خانه پدری ملاقات کرده است و یا با ایشان دوستی و مراوده داشته است و یا استاد او بوده اند. تذکره او از این حیث دارای اطلاعات دقیق و قابل اعتمادی است که شاید در تذکره های مشابه و معاصر نتوان یافت. نگارش اطلاعات دقیق و دست اول درباره هر یک از عالمان و شاعران، ضبط دقیق سال تولد و مرگ، اشاره به چگونگی وضعیت شغلی آنان، کاربرد اصطلاحات اداری، اجتماعی و ادبی خاص آن دوره، از جمله ویژگی های این تذکره است.

حزین که خود شاعر و دارای ذوق و نکته سنجی شاعرانه بوده، درباره شاعران و معاصرانش اظهارنظرهایی کرده است که ذوق انتقادی او را نشان می دهد. وی گاه در اشعار آن ها تصرفاتی کرده است. او هنگام معرفی شاعران با صراحت ، به نقد شعر هر یک نیز می پردازد و از این حیث به این کتاب اعتباری ویژه می بخشد. اگر به نقدی که حزین درباره شعر هر یک از این افراد کرده دقت کنیم متوجّه خواهیم شد که عباراتی را که به کار می برد همه شبیه به یکدیگر و در موارد بسیاری برای پر کردن سطور به این نوع نقد اقدام کرده است. او اینان را شاعرانی متوسط می شمارد و همه را تقریبا یکسان می ستاید:

میرزا محمّد شیرازی: طبع موزون داشت؛ محمّد مؤمن صاحب مشهدی طبعش موزون و دریافت دقایق لفظی و معنوی نمود؛ نورالدین محمّد کرمانی: به سخن مانوس و ابیات شایسته از طبعش سر می زد؛ میرزا محمّد جعفر راهب: سلیقه اش در شعر درست است؛ ملا رضا اصفهانی: شعرش در کمال ملاحت و استواری؛ میر رضی فاتح گیلانی: خالی از کیفیّتی و حالتی معنوی نبود.

تعداد اندکی را نیز برتر از دیگران می داند و با دقّت بیشتر به شعرشان می پردازد. مانند مثال میرزا طاهر وحید قزوینی:

"انصاف آن است که در زمن دولت صفویّه من جمیع الوجوه، به استعداد و کمالات او کسی پای به مهام دنیوی نگذاشته و به ملازمت ملوک سر فرو نیاورده، اگر مذلّت چاکری و لوث دنیاداری تشریف لیاقت و کمال او را شوخگن و آلوده نمی ساخت، هر آینه در سلک افاضل نامدار و در ذیل آن والاگهران عالیمقدار در شمار آمدی."[4]

و امّا درباره میر عبدالغنی تفرشی:

"از نوادر روزگار بود فقیر به شعر فهمی و سخن شناسی او کسی ندیده ام."[5]

و یا مخلصای کاشانی را به علت بی دانشی نکوهش کرده می گوید:

"سلیقه اش را در شعر قصوری نبود، لیکن چون از سرمایه دانشوری عاری است و صنعت ابهام را به جدّ گرفته، گاهی بلکه اکثر سخنش با وجود تناسب الفاظ سبک و خام می افتد."[6]

از مزایای دیگر تذکره حزین ارزش تاریخی آن است، مؤلف ضمن معرفی شاعران، گاه به حوادث و وقایع اجتماعی و سیاسی عصر اشاره کرده و وضع حکومت و حاکمان را باز گفته است. همچنین در شرحی که او از حال و روز شاعران هر شهر می دهد، وضع فرهنگی و علمی آن شهر مشخص می شود؛ مثلا شرح حال محمّد علی سکاکی شیرازی و ملا علی اصفهانی که در خلال معرفی اولی به استیلای افغانیان بر شیراز و در معرفی دومی به حادثه قتل عام شهر همدان اشاره شده است.

تذکره حزین در شرح حال شاعران به چگونگی معیشت آنان و نیز هنرهای دیگری جز شعر که شاعر بدان آراسته بوده اشاره کرده است و از این حیث منبع مناسبی برای مطالعه وضع اجتماعی و معیشتی شاعران عصر صفویه است.

حزین به جنبه های مختلف زندگی هنری این افراد توجه داشته است. مثلا درباره ملا علی اصفهانی می گوید: "حسن صوت و مهارتش در موسیقی به مقامی کشید که نغمه سنجان روزگار و پرده سرایان هر گوشه و کنار را بلندی آوازه در گلو شکست."[7]

با وجود محاسنی که این تذکره دارد دارای معایبی نیز می باشد. عمده ترین عیب این تذکره، اتکای مؤلف آن بر حافظه، و دسترسی نداشتن به منابع و اسناد معتبر است. وی این تذکره را در مدّت نه روز و آن هم در نهایت پریشان حالی و بی حواسی جمع آوری کرده است. او برای ذکر نمونه آثار و شرح احوال علما و شاعران صرفاً از حافظه خود بهره جسته است و به همین خاطر بسیاری از مطالب را از قلم انداخته است.

نثر تذکره حزین نسبت به تذکره های معاصرش از پختگی و ایجاز برخوردار است. شیوة نگارش فرقة اول (شرح حال علما) با فرقة دوم ( شرح حال شاعران) متفاوت است. آنجا که به شرح حال علما می پردازد از نثر مصنوع، متکلّفانه و منشیانه رایج آن دوران استفاده کرده است. کاربرد کلمات عربی در این قسمت بسیار زیاد است. دعاهایش بیشتر عربی است. ولی در فرقة دوم شاعران را با عبارت ساده تری وصف می کند و از عبارات ادیبانه که خاص شعر است استفاده می کند.

این تذکره دارای نسخه های خطی فراوانی است که اغلب آن ها در کتابخانه های هندو پاکستان نگهداری می شوند. تذکره حزین یک بار به ضمیمه کلیات وی در لکهنو در سال 1293ق و بار دوم در کانپور به سال 1311ق با چاپ سنگی منتشر شده است. در ایران اولین بار این تذکره با مقدمه توسط محمد باقر الفت در سال 1334ش در اصفهان به چاپ رسید. آخرین چاپ منقح ومصحح تذکره به همراه تعلیقات و فهرست ها به کوشش معصومه سالک و به مناسبت کنگره حزین لاهیجی در سال 1375ش صورت گرفته است.

 

 

منابع و مآخذ :

1.      تاریخ حزین، انتشارات کتابفروشی تائید اصفهان 1332ش

2.      تاریخ و سفر نامه حزین، شیخ محمد علی لاهیجی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1375ش تهران

3.       تذکرة المعاصرین، محمد علی حزین لاهیجی، انتشارات سایه 1375ش

4.      دایرة المعارف تشیع، ج6، نشر شهید سعید محبی، تهران 1376ش

5.      رسائل حزین لاهیجی، حزین لاهیجی، میراث مکتوب، تهران، 1377ش

6.      شاعری در هجوم منتقدان: نقد ادبی در سبک هندی پیرامون شعر حزین لاهیجی، محمد رضا شفیعی کدکنی، تهران 1375ش

7.      فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، آذر تفضلی- مهین فضایلی جوان، انتشارات آستان قدی رضوی، مشهد، 1372ش

8.      مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت علامه ذوفنون محمد علی حزین لاهیجی، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، تهران 1380ش

9.      مرآت الاحوال جهان نما، آقا احمد بهبهانی، چاپ سهند، 1372ش

10.  نجوم السماء، میرزا محمد مهدی، انتشارات مکتبه بصیرتی

11.  الاعلام، خیر الدین زرکلی، ج6  چاپ دارالعلم، بیروت

12.  اعیان الشیعه، حسن امین، ج10، ص 6، چاپ دارالتعارف بیروت

13.  نزهة الخواطر، عبد الحی حسنی، ج6 ص333، دایرة المعارف عثمانیه حیدرآباد (هند) 1398ه / 1978م

14.  تذکره بی بها، سید محمد حسن نوگانوی، چاپ جید برقی دهلی

15.  دایره المعارف اسلامیه (اردو)، دانشگاه پنجاب لاهور، 1393ش/1973م

16.  شیخ محمد علی حزین، پروفسور شمیم اختر، چاپ ناردن آفیست، لکهنو، 2003م

17.  مطلع انوار، مرتضی حسین صدر الافاضل، خراسان اسلامی رسرچ سنتر، کراچی، 1981م



[1] تذکرة المعاصرین شیخ علی حزین، تصحیح م. سالک ص 89

[2] تذکرة المعاصرین شیخ علی حزین، تصحیح م. سالک ص 92

[3]  تذکره معاصرین،علی حزین لاهیجی، تصحیح م. سالک، ص92

[4] تذکره معاصرین،علی حزین لاهیجی، تصحیح م. سالک، ص141

[5] تذکره معاصرین،علی حزین لاهیجی، تصحیح م. سالک، ص187

[6] تذکره معاصرین،علی حزین لاهیجی، تصحیح م. سالک، ص174

[7] تذکره معاصرین،علی حزین لاهیجی، تصحیح م. سالک، ص216


کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط جواد عسکری در ۱۳۸٩/۸/٥

نظرات ()

 

 

ترا در هر مکان فریاد کردم

              ترا هر گاه و بیگه یاد کردم

مگر گوشی دهی بر نالة من

              به بخشی جرم چند ساله من

که بسیار است ای مو لا خطایم

              و لیکن کم بود شرم و حیایم

عذاب و دهشت و خوف و تباهی

              چها در پیش دارم یا الهی

کدامین زان خطرها یاد دارم

                             چه بر طاق فراموشی گذارم

(مفتی محمد عباس شوشتری جزائری)


کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط جواد عسکری در ۱۳۸٩/۸/۳

نظرات ()

:: ۱۳٩۳/٥/۳۱
:: ۱۳٩٢/٧/۱
:: خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است
:: یا زهرا
:: ۱۳٩٠/۱٠/٢۱
:: ۱۳٩٠/٩/۱۱
:: ۱۳۸٩/۱٠/۱۳
:: زیارت عاشورا
:: ۱۳۸٩/٩/۱۱
:: هشتم آبان سالروز استاد سخن «قیصر امین پور»
:: ۱۳۸٩/۸/٥
:: ۱۳۸٩/۸/۳
:: ۱۳۸٩/٧/٢٦
:: ۱۳۸٩/٦/۱۱
:: نعت پیامبر




 
درباره :
پروفایل مدیر : جواد عسکری

:: حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
:: عشق علیه السلام
:: شیراز هند
:: در تناسخ کلمات
:: http://najvayeatash.blogfa.com/
:: http://www.avayeazad.com/
:: http://www.loghatnaameh.coml
:: http://www.ketabnews.coml
:: استاد اخلاق احمد
:: شعر زلال
:: http://elham1997.blogfa.com/
:: شعر فارسی زبانان
:: خونه دوستی

 


:: مهر ٩٢
:: تیر ٩۱
:: فروردین ٩۱
:: دی ٩٠
:: آذر ٩٠
:: دی ۸٩
:: آذر ۸٩
:: آبان ۸٩
:: مهر ۸٩
:: شهریور ۸٩
:: امرداد ۸٩
:: تیر ۸٩
:: خرداد ۸٩
:: اردیبهشت ۸٩
:: اسفند ۸۸
:: بهمن ۸۸
:: دی ۸۸
:: آبان ۸۸
:: شهریور ۸۸
:: امرداد ۸۸
:: تیر ۸۸
:: خرداد ۸۸
:: اسفند ۸٧
:: آبان ۸٧
:: شهریور ۸٧
:: امرداد ۸٧
:: تیر ۸٧

.:.



 صفحه نخست | ايميل ما | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |  طراح قالب

Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by jaskari
Design By : wWw.Theme-Designer.Com