شیعه در نگاه مرحوم اغاسی

شیعه یعنى شوق، یعنى انتظار

 

شیعه یعنى شوق، یعنى انتظار
صاحب آیینه تا صبح بهار
شیعه یعنى صاحب پا در رکاب
تا که خورشید افکند رخ از نقاب
فاش مى‏بینم ملائک صف به صف
این غزل خوانند با تنبور و دف
عشقبازان، شور و حال آمد پدید
میم و حاى و میم و دال آمد پدید
شب نشینان دیده را روشن کنید
آن مه فرخنده حال آمد پدید
آمد آن روزى که در نا باورى
سرزند از غرب مهر خاورى
راستین مردى رسید با تیغ کج
شیعیان الصبر مفتاح الفرج
چیست آن تیغ سفید آفتاب
بى‏گمان لاسیف إلّا ذوالفقار
حیدر از محراب بیرون مى‏زند
شب نشینان را شبیخون مى‏زند
آفتاب، اى آفتاب، اى آفتاب
از نگاه بندگانت رخ متاب
از فروغت دیده ادراک چاک
از فراغت، اشک مدفون زیر خاک
آفتاب شیعه از مغرب درآ
بار دیگر سرزن از غار حرا
بت پرستان ترکتازى مى‏کنند
با کلام الله بازى مى‏کنند
تیغ بر کش تا تماشایت کنند
تا که نتوانند حاشایت کنند
پاک کن از دامن دین ننگ را
این عروسک‏هاى رنگارنگ را
این سخن کوتاه کردم والسلام
شیعه، یعنى تیغ بیرون از نیام‏
/ 0 نظر / 36 بازدید