سلام

امشب یک سری به وبلاگ زدم و بعد یک دفعه به یاد دوران دبیرستان یک گشتی در چت روم ....نمی دانم چرا اما احساس کردم باید یک مروری به گذشته هم داشته باشم... گذشته ای که فقط خاطره است... خواه خوب خواه بد.... گذشته ای که هم لبخند بر لبان می آورد و هم اشک در چشمان... گذشته ای که شاید پر از حماقت بود و یا شاید رفاقت....مرور کردم ده بهار آخر زندگی را...از سال 2000 میلادی تا 2010 را... آخرین شب 1999 شب قدر بود...ما مثلا دست به دعا بودیم و خودخواهانه از خدا می خواستیم ، نه نمی خواستیم بلکه تهدید می کردیم که هم از گناهان ما بگذرد و هم تمام خواسته های معقول و غیر معقول را در مدت زمان بسیار کم برآورده کند و اگر این طور نشود ما با خدا قهر......اون شب فکر می کردم که قرن جدید ، هزاره جدید قرار است اتفاقی بیافتد همون شب برای ده سال مثلا برنامه ریزی کردم... سبک و سنگین کردم...نیمکره خاکستری را به زحمت انداختم تا برای به کمال رسیدنم برنامه ریزی کند... انصافا خوب نقشه کشید و من هم برای این که به این نقشه ها عمل کنم کار بزرگی را انجام دادم....بله خواب دیدم و در همان خواب پوز خندی زدم و گفتم این که کاری ندارد...اما حال که می بینم عمری داشتم بی ثمر...سرمایه ی گرانبهایی داشتم که مفت به دست زمان دادم.... پدرم می گوید با ارزش ترین سرمایه عمر انسان است و ما آن را مفت از دست می دهیم...در این ده سال خیلی چیزها را از دست دادم... معلمی چون آقای نعمتی دوستانی چون سلمان شاعری و امیر قاسمی که تا به حال مرگشان را باور نکرده ام و بزرگترین کسی را که از دست دادم پدربزرگم، عزیزم، مونسم و بهترین دوستم بود که باید تمام عمر با خاطره هایش زنده باشم... کاش که می شد کمی عاقل بودیم و ای کاش، "کاش" نمی گفتیم..

/ 8 نظر / 13 بازدید
یوسف شیردژم

سلام بر آقا جواد ممنون از لطف شما برادر برقرار باشید

یوسف شیردژم

سلام شما را به خواندن غزل زیبای (!) " کودک شعر" دعوت می کنم

حزین خوش نظر

سلام دوست عزیز مرد هنرمند خرد پیشه را عمر دو بایست در این روزگار بهر یکی تجربه آموختن وان دگری تجربه بردن بکار در پناه حق [گل]

جواد نعیمی

سال نو بر شما مبارک. یک صدمین اثرم با عنوان "شیما و لبخند کتاب" منتشر شد. برای آگاهی از مشخصات این کتاب به وبلاگ کتاب شناسی جواد نعیمی مراجعه فرمایید. http://ketabshenasi.blogfa.com

یوسف شیردژم

سلام بر آقا جواد عزیز با غزلی دلبخواه ! به روزم برقرار باشید

نقی عباس

سلام چه فایده است درین التفات ما با تو ؟ با غزلی به روزم. سری به من هم بزن..

همسو با کاکایی

قزوه تو استاد سخن پروری بر همه ی اهل سخن سروری !!! از قلمت شوق جنون می چکد از نفست سرخی خون می چکد جای تو غزه است نه هندوستان تا نشوی طوطی این بوستان پنجره ات عشق علیه السلام لقمه ات اما همه عقل حرام شاعری اما ز ادب بی نصیب آمده ای هند به قصد فریب شعر به آیین ادب بسته است شاعر از این بی ادبی رسته است خانه ی وبلاگ تو مدحت سراست شاعریت یکسره باد هواست چیست نصیب تو ز دریوزگی حسرت یک عمر به یک روزگی شاعر مزدور چو خون دل است حیف ز شاعر که ز دل غافل است شعر تو خالی ز شعور دری آبروی اهل سخن می بری