آشناى غریبان

چـشـمـه هـاى خـروشان تو را مى شناسند

 

مـوج هـاى پـریشـان تـو را مى شنـاسند

پـرسش تـشنـگـى را تـو آبـى ، جوابـى

 

ریـگ هـاى بیابـان تـو را مى شنـاسـند

نام تو رخصت رویـش اسـت و طــراوت

 

زین سـبـب بـرگ و باران تو را مى شناسند

از نشـابـور بـر مـوجـى از ( لا ) گذشتى

 

اى که امواج تـوفـان تـو را مى شنــاسـند

اینک اى خوب! فصـل غـریـبـى سـر آمـد

 

چـون تمـام غـریـبـان تـو را مى شنـاسند

کاش من هم عـبور تــو را دیــده بــودم

 

کـوچـه هـاى خـراسـان تو را مى شنـاسند

قیصر امین پور

/ 0 نظر / 15 بازدید