شعر قیصر امین پور درباره امام مهدی

صبح بی تو

 

 

 

صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد

بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد

بی تو می گویند تعطیل است کار عشقبازی

عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد

جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو

اماخاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد

خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد

عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد

روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرمای

خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد

در هوای عاشقان پر می کشد با بیقراری

آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد

ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید

آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد

 

 

قیصر امین پور

/ 2 نظر / 11 بازدید
وقت سحر

سلام احسنت احسنت روح قیصر شاد[گل][گل][گل][گل][دست]

مهدي ارجمند

سلام شعر جالبي بود اما خواهشمندم در تايپ دقت كنيد زيرا در بيت سوم و پنجم به دليل جابه ج شدن كلمات در پايان و وال مصرع ها وزن شعر از بين رفته است . با تشكر ضمنا اگر شعر تازه و جديدي داريد برايم ايمل كنيد . متشكرم