روزه و رمضان در آیینه شعر فارسی

صفحه 07 ادبی و هنری ، شماره سریال 17344 ، تاریخ انتشار 880531

 

از همان آغاز که رودکی پدر شعر فارسی، بلند بنای کاخ ادب را برافراشت، مفردات روزه، رمضان، صوم و صیام در آیینه شعر فارسی انعکاس یافت. این انعکاس در تمامی انواع شعر مدحی، اخلاقی، تعلیمی، غنایی و رثا دیده میشود. در شعر شاعران دوره اول، کاربردها سطحی است و از اعلام ماه رمضان یا عید رمضان و مبارک باد گفتن آن فراتر نمیرود: روزه به پایان رسید و آمد نو عید هر روز بر آسمانتباد امروزا (رودکی)، همان بر دل هر کسی بوده دوست نماز شب و روزه آیین اوست (فردوسی )و بر آمدن عید و برون رفتن روزه ساقی بدهم باده بر باغ و به سبزه (منوچهری)و نزد خداوند عرش بادا مقبول طاعتخیر تو و صیام و قیامت (مسعود سعد) دیدگاه ناصر خسرو شاعر تعلیمی و دینی مذهبی اسماعیلیه از شاعران پیشین فراتر میرود وی اگر چه پرسشی را که از مستنصر بالله درباره روزه و دیگر احکام شریعت میکند بیجواب میگذارد: و آنگاه بپرسیدم از ارکان شریعت کاین پنج نماز از چه سبب گشت مقرر؟ و ز روزه که فرمودش ماه نهم از سال و زحال زکات درم و زر مدور ... (ناصر خسرو) اما مخاطب خود را به تامل درباره این حکم عبادی فرا خوانده میگوید:

چون روزه ندانی که چه چیزی است چه سود است بیهوده همه روز تو را بودن ناهار (ناصر خسرو)

خاقانی شاعر تعلیمی علاوه بر آن که در شعر خود از مفردات صوم و صیام سود جسته است و صیام را از بهترین سکنات نفس دانسته است:

از جسم بهترین حرکاتی صلاة دان وز نفس بهترین سکناتی صیام دان (خاقانی)

به خاطر آشنایی با عقاید ترسایی و دین مسیحیت از «روزه مریم» «صوم العذرا» یاد میکند. روزه مریم یا صوم مریم که در آیه 27 سوره مریم آمده است: پس بگو بدرستی که من نذر کردم برای خدای بخشنده روزه، پس سخن نمیکنم امروز آدمی را.

آن است که بعد از ولادت عیسی(ع) مریم نذر کرد که روزه بدارد و یک روز تمام با کسی سخن نگفت: چون قوم از وی سخنها پرسیدن گرفتند فقط اشاره به کودک کرد که در گهواره بود و عیسی(ع) گفت: به درستی که منم بنده خدا، مرا کتاب داده و پیغمبر گردانیده است.

نسطوریه، روزه مریم را هنوز به نام صوم مارت مریم نگاه میدارند و آن در دوشنبه بعد از عید بسبار نسطوری آغاز میشود و در روز عید میلاد تمام میشود:

چه بود آن نفخ روح و غسل و روزه

که مریم عور بود و روح تنها

چه بود آن نطق عیسی وقت میلاد چه بود آن صوم مریم گاه اصغا (خاقانی)

نظامی گنجوی نیز در مثنوی خسرو و شیرین در بیان مرگ مریم، روزه مریم را یاد میکند:

چون مریم، روزه مریم نگه داشت

دهان در بست از آن شکر که شه داشت (خسرو و شیرین)

مولانا در کلیات شمس، روزه مریم را برای نفس شکمخوار توصیه میکند:

باز رهان خلق را از سر و از سر کشی ای که درون دلی چند ز دل، درکشی... نفس شکمخوار را روزه مریم دهی تا سوی بهرام عشق مرکب لاغر کشی (کلیات شمس جزو ششم ص 241)

صوم العذرا نیز ترکیبی است که یک بار در دیوان خاقانی دیده میشود، بنا به ترجمه و شرح مینورسکی در قصیده مسیحیت، صوم العذرا را شروع آن روز دوشنبه بعد از عید تجلی است و سه روز طول میکشد و عبادیان و مسیحیان عرب آن را به یاد دوشیزگان نصاری میگیرند که روزه، آنها را از اسارت پادشاه حیره المنذر رهایی بخشید منذر از امسا چهار صد دختر برد و به عنوان قربانی به عزه از اصنام جاهلی تقدیم کرد. در شرح شیخ آذری صوم العذرا به معنی روزه دختران بکر آمده که به متابعت مریم در هیکل نشینند تا روز وفات. خاقانی از مضمون روزه گرفتن و افطار کردن، در شعر غنایی، مدحی و رثایی نیز سود جسته است، در شعر غنایی میگوید:

عشق آتشی است کاتش دوزخ غذای اوست

پس عشق روزهدار و تو در دوزخ هوا (خاقانی)

در آثار سعدی شاعر معرفت و اخلاق نیز توجه به روزه و شرایط آن دیده میشود. در یک مورد شاعر، توجه کامل به خدا را مطرح کرده و روزه و عبادتی را که ریا و سمعهای در آن طرح شود مطرود میداند:

شنیدم که نابالغی روزه داشت به صد محنت آورد روزی به چاشت... پدر دیده بوسید و مادر سرش فشاندند بادام و زر بر سرش چو بر وی گذر کرد یک نیمه روز فتاد اندرو ز آتش معده سوز به دل گفت اگر لقمه چندی خورم چه داند پدر غیب یا مادرم چون روی پسر در پدرم بود و قوم نهان خورد و پیدا به سر برد صوم که داند چون در بند حق نیستی اگر بی‌وضو در نماز ایستی (بوستان)

و در جای دیگر میگوید: به سرهنگ سلطان چنین گفت زن که خیز ای مبارک در رزق زن برو تاز خوانت نصیبی دهند که فرزند کانت نظر بررهند بگفتا بود مطبخ امروز سرد که سلطان به شب نیت روزه کرد زن از ناامیدی سرانداخت پیش همی گفتبا خود دل از فاقه ریش که سلطان از این روزه گویی چه خواست که افطار و عید طفلان ماست خورنده که خیرش بر آید زدست به از صائم الدهر دنیا پرست مسلم کسی را بود روزه داشت که درماندهای را دهد نان چاشت و گرنه چه لازم که سعیی بری ز خود باز گیری و هم خوری (بوستان )

در شعر غنایی نیز سعدی از مضمون روزه و ماه نو بی بهره نبوده و هلال ابروی دوست را هلال عید خود یافته است:

هر که را خاطر به روی دوست رغبت میکند

بس پریشانی بباید بردنش چون موی دوست

دیگران را عید اگر فرداست ما را از این دم است

روزه داران ماه نو بینند و ما ابروی دوست (غزلیات سعدی)

اما بهترین مضامین و عمیقترین مفاهیم در کلیات شمس به چشم میخورد. شاعر شوریده مکتب عرفان با شریعت پیوند ناگسستنی دارد از این رو با حلول ماه رمضان ماه معراج آدمی، ماه پرورش عیسی روح، ماه بریدن از نان و رسیدن به جانان به وجد درمیآید. در غزلی ماه رمضان را موجب قلب ضلالت و رسیدن به لشکر ایمان، ماه حیات جان، ماه صبر، ماه نزول قرآن، عروج روح و ماه دریده شدن پردههای ظلمت و پیوستن به ملائکه و مقربین میخواند:

آمد شهر صیام، سنجق سلطان رسید

دستبدار از طعام مایده جان رسید

جان ز قطیعتبرست، دست طبیعتببست

قلب ضلالتشکست لشکر ایمان رسید

لشکر «والعادیات» دستبه یغما نهاد

ز آتش «و الموریات» نفس به افغان رسید

البقره راستبود موسی عمران نمود

مرده از و زنده شد چونک به قربان رسید

روزه چون قربان ماست زندگی جان ماست

تن همه قربان کنیم جان چون به مهمان رسید

صبر چو ابریستخوش، حکمتبارد ازو

زانک چنین ماه صبر بود که قرآن رسید(3)

نفس چون محتاج شد روح به معراج شد

چون در زندان شکست جان بر جانان رسید

پرده ظلمت درید، دل به فلک بر پرید

چون ز ملک بود دل باز بدیشان رسید

زود از این چاه تن دستبزن در رسن

برسر چاه آب گو: یوسف کنعان رسید

عیسی چو از خر برست گشت دعایش قبول

دستبشو کز فلک، مایده و خوان رسید

دست و دهان را بشو، نه بخور و نی بگو

آن سخن و لقمه جو، کان به خموشان رسید (کلیات شمس جزو دوم)

مولانا روزه را مادری میداند که کریمانه به سوی اطفال خویش آمده است پس نباید دامان چنین مادری را آسان از دست فرو هشت:

در این ماه که مهمان خدا هستیم، درهای دوزخ بسته و درهای بهشتبه رویمان باز خواهد شد:

دلا در روزه مهمان خدایی

طعام آسمانی را سرایی

درین مه چون در دوزخ ببندی

هزاران در ز جنتبرگشایی... (کلیات شمس جزو ششم)

دیوان شاعر رند مذهب ادب فارسی نیز از برکت ماه رمضان بی بهره نبوده است. حافظ در دیوان خود 5 بار واژه «روزه» 3 بار «رمضان» ،2 بار «صیام» و یک بار «روزه دار» را به کار برده است کاربرد این مضمون تقریبا در تمامی غزل ها یکسان است و شاعر در بیشتر آنها به آمدن ماه رمضان و بر چیدن جام می یا دیده شدن هلال عید و در دادن جام و قدح اشاره کرده است. یکی از معانی روزه که در رساله اصطلاحات فخر الدین ابراهیم عراقی نیز آمده است این است که روزه در اصطلاح، قطع التفات را گویند.

روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست

می زخمخانه به جوش آمد و میباید خواست

توبه زهد فروشان گران جان بگذشت

وقت رند و طرب کردن رندان پیداست (حافظ)

بیا که ترک فلان خوان روزه غارت کرد

هلال عید به دور قدح اشارت کرد

ثواب روزه و حج قبول آن کس برد

که خاک میکده عشق را زیارت کرد... (حافظ)

حسن ختام این مطلب را به قطعهای از دیوان شهریار اختصاص میدهیم با عنوان «هدیه روزه داران»:

حکمت روزه داشتن بگذار باز هم گفته و شنیده شود صبرت آموزد و تسلط نفس و ز تو شیطان تو رمیده شود

هر که صبرش ستون ایمان بود پشتشیطان از و خمیده شود

عرفان سر کشیده گوش به زنگ کز شب غره ماه دیده شود

آفتاب ریاضتی که ازو میوه معرفت رسیده شود

عطش روزه می بریم آرزو کو به دندان جگر جویده شود

چه جلایی دهد به جوهر روح کادمی صافی و چکیده شود

بذل افطاری سفره عدلی است که در آفاق گستریده شود

فقر بر چیدهدار از خوانی که به پای فقیر چیده شود

شب قدرش هزار ماه خداست گوش کن نکته پروریده شود

از یکی میوه عمل که درو کشته شد سی هزار چیده شود

گر تکانی خوری در آن یک شب نخل عمر از گنه تکیده شود

چه گذاری به راه تو به کزو پیچ و خمها میان بریده شود

مفت مفروش کز بهای شبی عمرها باز پس خریده شود

روز مهلت گذشت و بر سر کوه پرتوی مانده تا پریده شود

تا دمی مانده سر بر آر از خواب ور نه صور خدا دمیده شود

در جهنم ندامتی است کزو دست و لبها همه گزیده شود

مزه تشنگی و گرسنگی گر به کام فرو چشیده شود

به خدا تا گرسنهای نالید تسمه از گردهها کشیده شود

/ 0 نظر / 10 بازدید