مثنوی محمدرضا آقاسی درمورد حجاب
کسی که در قفس غرب استحاله شود
 به پنجه هوس غربیان مچاله شود

در خیابان چهره آرایش مکن

 از جوانان سلب آسایش مکن

زلف خود از روسری بیرون مریز

 در مسیر چشم‌ها افسون مریز

یاد کن از آتش روز معاد

 طره گیسو مده در دست باد

خواهرم دیگر تو کودک نیستی 

 فاش‌ترگویم عروسک نیستی

خواهرم ای دختر ایران زمین

 یک نظر عکس شهیدان را ببین

خواهر من این لباس تنگ چیست ؟

 پوشش چسبان رنگارنگ چیست ؟

پوشش زهرا مگر این گونه بود!

خواهرم این قدر طنازی مکن

 با اصول شرع لجبازی مکن

در امور خویش سرگردان نشو

 نو عروس چشم نامردان مشو

پدرم گفت پدر جان زن اگر زن باشد

 شیر در خانه و در کوچه و برزن باشد

پدرم گفت که ای دخت نکو بنیادم

 زلف بر باد نده تا ندهی بر بادم

هدف دشمن سنگ افکن، پیشانی ماست

 کسب جمعیتش از زلف پریشانی ماست

پدرم گفت گل از رنگ و لعابش پیداست

 زن مؤمنه از طرز حجابش پیداست

/ 1 نظر / 14 بازدید
نخ

قرآن اگر گفته مجازی تو ظلم کنی قرآن نمیخواهم یا دین اگر گفته من به ظلم تو دم نزنم ایمان نمیخواهم دینی که گفته با دگراندیش و مخالف گرانجانی کن ارزانی خودتان, من این تحفه رایگان نمیخواهم بیزارم از خدا و نمایندگان ظالم و ستمکارش فقه و اصول و مذهب حامی زندان نمیخواهم یک دست جام باده و یک دست زلف یار در لواسانات کافیست , قصر در بهشت و فرشته در آسمان نمیخواهم آسان به دست تو دادیم امور ملک و به ما سخت گرفتی ای قدر ناشناس برو که من حاکم نادان نمیخواهم صد جور دیدم از بسیجیان خداجوی روز عاشورا آشوب و اغتشاش لشکر امام زمان نمیخواهم زمام کار به دست بی خردی چون تو داده اند پدران من بیش از این خجالت از آن کرده پدران نمیخواهم حالم به هم میخورد از بس که عامل بیگانه ام خواندند زین بیشتر شنیدن از این یاوه سرایان نمیخواهم شد نخ نما عبای جور ولی امر مسلمین جهان اعدام و قتل عام به دستور این یزید زمان نمیخواهم ( نخ )