سرمایه دل (به دوستان هنرمند)

این حنجره این باغ صدا را نفروشید
این پنجره این خاطره‌ها را نفروشید

در شهر شما باری اگر عشق فروشی است
هم غیرت آبادی ما را نفروشید

تنها، به‌خدا، دلخوشی ما به دل ماست
صندوقچه راز خدا را نفروشید

سرمایه دل نیست بجز آه و بجز اشک
پس دست‌کم این آب و هوا را نفروشید

در دست خدا آیینه ای جز دل ما نیست
آیینه شمایید شما را نفروشید

در پله پرواز بجز کرم نلولد
پروانه پرواز رها را نفروشید

یک عمر دویدیم و لب چشمه رسیدیم
این هروله سعی و صفا را نفروشید

دور از نظر ماست اگر منزل این راه
این منظره دورنما را نفروشید

قیصر امین‌پور

/ 2 نظر / 9 بازدید
سمانه

بخوان و حال کن دادم ز کف چندی تو را با آه و با افسوسها رفتی به یغما ناگهان با خدعه ی سالوسها ای رنگ خوب و نازنین گشتی چرا چندی عجین با جلبک و گلسنگها با حمله ی ویروسها کرکس نشد طوطی اگر پرهای خود رنگی کند راهی ندارد این دغل در حلقه ی طاووسها فردا به رقص و جنبشی بر گنبد مینای دل افتاده ای امروز اگر بر چهره ی جاسوسها این رنگ احیا می شود ، شیاد رسوا می شود می خشکد این مردابها در پیش اقیانوسها بنگر نقاب ننگ را ، لبخند پر نیرنگ را بر چهره ی شیادها بر روی اختاپوسها این روزها آید به سر ، بیرق شوی بار دگر گر اجنبی بندد تو را با حیله بر ناقوسها ای سبز من قدیس من ، زیباترین تندیس من وا می کنم روزی تو را از دست بی ناموسها

کریمه ملزم

سلام دوست عزیز . گفته اند از بزرگان یاد نمودن نشانه ی بزرگی و بزرگ بودن است صلیقه عالی دارید مسروریت همیشه یاورتان باد.