نگاهی به شعرهای آیینی قیصر امین پور- بخش پایانی / ستاره اما چیدنی




نویسنده: علی موسوی گرمارودی


    بخش اول این مقاله روز سه شنبه 22آبان چاپ شد. بخش پایانی را می خوانید.
    در شعر «روایت رویا» (از مجموعه «دستور زبان عشق»، صفحه 12) که آرزوی آمدن مïصلح و شعری برای حضرت مهدی ارواحنا فداه است، ما همین پرهیز از برهنگی در ارائه مضمون و معنا را مشاهده می کنیم:
    
    فرزندم،
    
    رویای روشنت را دیگر برای هیچ کسی بازگو مکن، الخ...
    
    شعر با الهام از آیات اول سوره یوسف سروده شده است که در آن یوسف به پدر می گوید: من خواب دیده ام یازده ستاره و خورشید و ماه به من سجده می کنند.
    
    قیصر به فرزند می گوید: رویای روشنت را به هیچ کس نگو، شاید خواب روشن (= رویای صادقه) تو را باور نکنند و دستت بیندازند. یازده ستاره (= یازده امام) و خورشید (= پیامبر) و ماه (= حضرت زهرا) را در خواب دیده یی... یعنی سیزده معصوم، از مجموع چهارده معصوم را. منتظر باش تا خواب یک ستاره دیگر (= امام مهدی(عج)) تعبیر خواب های تو را روشن کند و شعر با امید به تحقق این آرزو، به پایان می رسد یعنی با « ای کاش...،»
    
    قیصر دو شعر آیینی در قالب غزل دارد یکی باز برای حضرت امام مهدی ارواحنافداه با نام مهمانی (از مجموعه آیینه های ناگهان، صفحه 87) به مطلع:
    
    طلوع می کند آن آفتاب پنهانی
    
    ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی
    
    دیگری در سوگ امام علی علیه السلام، به مقطع:
    
    دارد سر شکافتن فرق آفتاب
    
    آن سایه ای که در دل شب راه می رود
    
    او در این دو شعر نیز از شیوه پرهیز از بیان مستقیم و دوری از برهنگی معنایی دست نمی کشد.
    
    حتی به نظر من، سلطان غزل فارسی حافظ هم در شعر آیینی خود برای امام مهدی(عج)، شعر خود را رویاروی تر و مستقیم تر بیان کرده است:
    
    کجاست صوفی دجال فعل ملحدشکل
    
    بگو بسوز که مهدی دین پناه آمد
    
    نکته قابل توجه، در این گونه اشعار آیینی و به نظر من در تمام شعرهای قیصر این است که در عین امتناع، سهل است. در همان حال که اغلب شعرهای برجسته او دارای وجوه معنایی متکثٌر و دربردارنده ابهامی شاعرانه است که اغلب شعرهای او را تاویل پذیر می کند: (چنان که مثلاً شعر «روز ناگزیر»15 او را می توان شعری آیینی و باز در انتظار مصلح و برای امام مهدی(عج) دانست) اما ابهام در شعر او، شعر را تبدیل به «چیستان» و معما نمی کند یعنی شعر قیصر، اگرچه در اوج و بر قله، اما دیدنی است و ستاره اما چیدنی است.
    
    پی نوشت ها:-
    
    1- دکتر امین ریاحی، کسایی مروزی، زندگی، اندیشه و شعر او، توس، تهران، 1368، ص37. شرح دستیابی استاد امین ریاحی به این قصیده را (از یک جنگ کهن با عنوان تتمٌه خلاصه الاشعار تقی کاشی در کتابخانه بانکی پور هند) در صفحه 40 همین کتاب ایشان بخوانید.
    
    2 - همان
    
    3 - عبدالرضا افسری کرمانی، نگرش به مرثیه سرایی در ایران، ج 1، ص 16
    
    4 - در مورد این قصیده رجوع فرمایید به: سعید نفیسی، مقدمه دیوان عمعق بخاری چاپ کتابفروشی فروغی، تهران، دی ماه 1339
    
    5 - دکتر عبدالحسین زرین کوب، سیری در شعر فارسی، انتشارات نوین، تهران ، 1363، ص 79
    
    6- صاحب این قلم در مقاله یی به نام «زندگینامه حافظ در آیینه شعر او» (چاپ شده در «مقالات نخستین یادروز حافظ»، شیراز، 20 مهر 76) یادآور شده ام که: شاید از تعبیر «کمان ابرو» بتوان احتمال داد که این فرزند حافظ، دختر بوده است اما در آخر دیوان، همو در قطعه یی می گوید:
    
    دلادیدی که آن فرزانه فرزند/چه دید اندر خم این طاق رنگین
    
    به جای لوح سیمین در کنارش/فلک بر سر نهادش لوح سنگین
    
    که اگر در سوگ همین فرزند باشد، احتمالاً پسر بوده است زیرا در قرن هشتم، امکان درس خواندن و به ویژه مکتب رفتن و لوح سیمین داشتن برای دختران کمتر فراهم بوده است. در مورد مدارس شیراز در قرن هشتم رجوع فرمایید به: شیراز در روزگار حافظ، اثر جان لیمبرت، ترجمه همایون صنعتی زاده، تهران 1386، صص 78 و 79
    
    7- عبدالجلیل قزوینی رازی، النقض، ص231
    
    8- به خون من شده مژگان او چنان تشنه
    
    که شیعیان حسین علی به خون یزید
    
    9- رفتی ز جهان به تشنگی بیرون
    
    مانند شهید کربلابودی
    
    10- تا لاله چون حسین علی غرقه شد به خون...
    
    11- در قصیده یی که خود سوگ سروده یی اجتماعی- تاریخی است، به مطلع عنان همت مخلوق اگر به دست قضاست
    
    چرا دل تو، چراگاه چون و چند و چراست؟/تا آنجا که با تلمیح واقعه کربلا
    
    در بیت نود و سوم این قصیده می گوید:
    
    سواد ساحت فرغانه؟ بهشت آیین/چو کربلاهمه آثار مشهد شهداست
    
    12- من حسین وقت و نااهلان یزید و شمر من
    
    روزگارم جمله عاشورا و شروان کربلا
    
    13- رسول جعفریان، مقدمه کتاب «منتخب الاشعار فی مناقب الابرار» به کوشش عباس رستاخیز، ج 1، تهران، 1381، ص 22
    
    14- رجوع فرمایید به مقدمه اینجانب بر کتاب «چراغ صاعقه» به کوشش علی انسانی
    
    15- از مجموعه آیینه های ناگهان، ص7

/ 2 نظر / 17 بازدید
فاطمه

وبلاگ خوبی دارین چیزهای بدرد بخور توش می نویسین تبریک می گم [گل]

مهدی باقر

به به!!!! بنظرم وبلاگ آقای احمدی نژاد هم به وبلاگت نمی رسه نگاه کن!! گفتی پیام گذاشتی برامن!!! در حالیکه هیچ خبری از پیامت رو وبلاگم نیست بعد از قیصر امین پور بسه دیگه برو سراغ یکی دیگه مثلا مهدی باقر ......... قربانت